آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا
عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا
نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا
وه که با این عمرهای کوته بی اعتبار
اینهمه غافل شدن از چون منی شیدا چرا
شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود
ای لب شیرین جواب تلخ سربالا چرا
ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت
اینقدر با بخت خواب آلود من لالا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا چرا
در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین
خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا
شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر راه قیامت میروی تنها چرا
 

۱۳٩۱/٤/٢٧ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: شهریار


بعید نیست سرم را غزل به باد دهد
و آبروی مرا در محل به باد دهد
بعید نیست و بگذار هرچه می خواهد
قبیله ام به دروغ و دغل به باد دهد
زبان سرخ و سر سبز و چند نقطه...، مرا
دو صد کنایه و ضرب المثل به باد دهد
قفس چه دوره سختی ست، می روم هر چند
مرا جسارت این راه حل به باد دهد
چقدر نقشه کشیدم برای زندگیم
بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

نجمه زارع 

۱۳٩۱/٤/٢٥ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: زندگی

۱۳٩۱/٤/٢٤ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها:

گفتی: غزل بگو! چه بگویم؟ مجال کو؟
شیرین من، برای غزل شور و حال کو؟

پر می زند دلم به هوای غزل، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست، بال کو؟

گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟

تقویم چارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبِِِِزِِِ سرآغاز سال کو؟

رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سؤال و حوصله قیل و قال کو؟

                                                    قیصر شهر من

۱۳٩۱/٤/۱٩ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()

الآن اینجا اینجوریه

۱۳٩۱/٤/۱۸ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها:

اگه نیستم چون کلا نیستم، گرفتارم، تفسیر به رای نشه خواهشا.

۱۳٩۱/٤/۱٢ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها:

1- هرچند گفتمان نامتعارف همیشه حساسیت برانگیز بوده ولی خب حال میده دیگه!

2- رفیق من رفیق خوبی نیستم ولی می دونم که تو رفیق خوبی هستی. بابا دیروز شرمنده مون کردی. من همیشه گفته ام که قبولت دارم، لازم نبود اینقدر زود دوراندیشی ات رو به رخم بکشی که. دوستت دارم حتی بیشتر از خودم به خدا.

3- هر کاری می کنم احساس می کنم اشتباه می کنم.

4- دوستی رجعت نموده که از آن خوشحال شدیم.

5- دوستی حلالیت می طلبد که از آن ناخشنودیم.

6- پسر خاله هم سنه رو دیشب دیدیم در نشستی، عجیب در عمق خود فرو رفته بود، نتیجه پرس و جو اینکه اخیرا با صاحبخانه اش مشاجره ای داشته در باب تمدید اجاره. دلمان به حالش بس بیش از خودمان سوخت.

7- چقدر حس خوبیه که بدونی و بفهمی و با تمام وجودت درک کنی که دوستت دارند.

 

 

۱۳٩۱/٤/٥ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: