امروز جهت انجام پاره ای امور به شعبه سه سازمان تامین اجتماعی کرج مراجعه کردیم. فرمودند که پرونده شما راکد شده است. فرمودیم چرا؟ فرمودند مساله مهمی نیست، به سرکار خانم x مراجعه فرمایید. فرمودیم چشم و ایضا مراجعت فرمودیم. متن تایپ شده ای به دستمان دادند که از سمت آن سازمان محترم خطاب به شرکت بنده عالی تایپ شده بود. فرمودند که باید تکمیل شده و مدارک لازمه پیوست شود. فرمودیم چشم و خدمت کارمند محترمه اول عودت داده شدیم. درخواست خود را مجدد معروض شدیم. فرمودند نمی شود. فرمودیم دیگر چرا. فرمودند فرمتان امضاء نشده. خلاصه این که نامه ای که ایشان فقط تایپ کرده بودند را بردیم خدمت معاون الف تا امضا کند، آخر نامه بدون امضا که نمی شود، بردیم خدمت معاون ب تا ایضا امضاء کند، بعد دبیرخانه تا مهر و شماره کند و در نهایت اتاق مجاور تا به مان ابلاغ شود. همه این ها که انجام شد، امرمان را نیز رفع و رجوع فرمودند. در این اثناء البته به آقای معاون الف متذکر شدیم که معمولا وقتی نامه را می خواهد به مقصد ارائه کنند اول تایپ می کنند، بعد می دهند معاونین مربوطه امضا کنند، بعد می دهند دبیرخانه تا شماره کنند، و در نهایت به واحد که نامه را به مقصد ابلاغ کند، نه این که تایپ کنند، بدهند به مقصد تا مابقی کارها را پیگیر شود و چند طبقه سازمان را وجب کند، افزون بر این امر ارباب (!) رجوع را نیز گرو نگه دارند. ایشان شروع فرمودند به خلط مبحث و دلایلی آوردن مبنی بر این که خوب ما م...مان هستیم و افزون بر آن ش..عه و افزوم بر آن ا...نی، باید عادت داشته باشیم به این گونه امور، و البته مواردی دیگر که حقیقتا زبان از تکرارشان قاصر است.

مسلما اتفاقات امروز نتایج خوشایندی داشت، من جمله تمرین دوباره ی فروخوری خشم و سر در .... خود داشتن که از قرار معلوم لازمه زندگی روزمره در جمعیتی با پیشینه دوهزار و پانصد و چند ساله.

به به، به به، به به.

۱۳۸٩/٩/٢٧ساعت ۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: