1- دوست عزیزم، اون چیزی که شما بهش میگی بی عرضه گی، ما بهش می گیم شرم از گناه. شما برو خودت رو اصلاح کن.

2- داورهای این دوره زمونه همون قدر که پر اشتباه شدن، لوس هم شدن، تا چهار تا فحش ناموسی می شنون قهر می کنن. خب مگه مجبوری داوری کنی. (هر چند حرکت تماشاگران پرسپولیسی نماد توحش بود،ولی چون خودمم شدیدا قرمزم دلم نمیخواد محکوم کنم، مگه زوره؟)

3- دیروز وسط تالار 5دقیقه داشتم ریسه می رفتم، خیلی ضایع بود. همش تقصیر شخصی است به نام آیلین که توی بلاگ فروغ خاموش نظر میذاره.

4- دیروز روبروی دفتر شرکت منتظر تاکسی بودم. یه خانمی از جلوتر همینطور زل زده بود بم، راستش بدم نیومد، یکم اومد جلو، بازم بدم نیومد (راستش شاید خوشمم اومدنیشخند) اومد پشت سرم با فاصله دو متر ایستاد، از این چسان بوسان کرده ها، تمام این اتفاقات شاید ظرف دو دقیقه افتاد، بعدش اومد بغل دستم با فاصله خیلی خیلی خیلی کم، دیگه ترسیدم، (یه عادتی که دارم منتظر میشم تا یه تاکسی که صندلی جلوش خالیه گیرم بیاد) ولی دیروز به سرعت اولین تاکسی که اومد سوار شدم. رفقا میگن بی عرضه ای. میگم اگه این بی عرضه گی، باشه ما بی عرضه ایم.

۱۳٩۱/۱/٢۱ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: