این دوستانی که دم از جنگ می زنند

از تیرهای نخورده چرا لنگ می زنند

هم سفره های خلوت آن روزها ببین

این روزها چه ساده به هم انگ می زنند

هرفصل از عاشق رسوا شده هنوز

مارا به رنگ جماعتشان رنگ می زنند

یوسف به بدنامی خود اعتراف کن

کز هرطرف به پیرهنت چنگ می زنند

بازی عوض شده وهمان هم قطارها

از داخل قطار به ما سنگ می زنند

بیهوده دل میند براین تخت روی آب

روزی تمام اسکله ها زنگ می زنند

این دوستانی که دم از جنگ می زنند

ازتیرهای نخورده چرا لنگ می زنند

هم سفره های خلوت آن روزها ببین

این روزها چه ساده به هم انگ می زنند

                                                        روزبه بمانی

۱۳٩۱/۸/۱٥ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: