مکتب عشق ... احادیث و روایت دارد:
"که دل آزاری و آشوب، ... نهایت دارد! "
انتهای سفر عشق، ... همینجاست! که دل،
عرض شرمندگی و ... قصد شکایت دارد
شکوه ها، ... از تو و از درد جگرسوز من و،
دل بی ذوق و سر، سر به هوایت دارد
"سرپناه" از پس این قافیه ها می جویم
از دو چشم تو که سودای جنایت دارد
می روم ، می روم، از شهر تو، هر چند هنوز
دل، هزاران غزل و قصه برایت دارد
بی هوا، می روم و بند می آید نفسم
این نفس، بد رقم! عادت به هوایت دارد
ما که رفتیم! بمان در دل این شهر شلوغ
که هزاران دل افتاده به پایت دارد
آریا وطنخواه
۱۳٩۱/۱٢/۱٦ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: