شکار روباه

باریک اله علی مردان خان.

اسب کهر.

سینه فراخ و پاهای بلند.

وعده هایی که سر سفره نیامد.

صدای بلند شلیک گلوله.

عوضش زنده اید و می تونید آرزو کنید.

هیچ وقت مردم بالا سری شان را که بر او حکم میراند دوست ندارند.

خروس اخته توی سبد.

آرزو چیزیه که می خوایش ولی بهش نمی رسی.

با اون چی کار داری احمق؟ من اینجام، از من بنویس.

گریه واسه کسی که مرده فایده نداره.

یادتون باشد هر چیزی بهتر از مردنه.

صدای خش دار آغامحمد خان.

تیکه های هومن برق نورد و علی سلیمانی.

بازی فوق العاده سیامک صفری، پانته آ بهرام، افشین هاشمی و هومن برق نورد.

دیالوگ های محشر.             

این ها همه باعث شد که جمعه شب دو ساعت و اندی مسحور بشم. نمی خوام همچین شاهکاری رو نقد کنم چون اصلا این کاره نیستم، خیلی خوشحالم که اولین تجربه تئاترم رو با شکار روباه داشتم. به جرات می گم که تا آخر نمایش چشم از پرده بر نداشتم. اگر اجراش ادامه داشت حتما یه بار دیگه می رفتم. دکتر رفیعی واقعا گل کاشته بود.همه چیز خوب بود، دیالوگ ها و  مونولوگ های خوب، بازی های تاثیر گذار، طراحی صحنه پر معنی، استفاده درست و بجا از موسیقی و تفنگ! همه این ها رو تالار وحدت که اضافه کنی، نتیجه میشه یک شب به یادماندنی.

 شکار روباه

 

 

۱۳۸٧/۱٢/٢٦ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: