آن روز، باردگر، در گیر و دار حادثه ای مغمون،

پیشانی بلند زمزمه ای ناب، در رکعت گلوی تو ضربت خورد.

و آفتاب نارس یک مفهوم، در خانقاه خون تو کامل شد.

باغ کرامت است گلوی تو، یا حسین.

۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: