چند وقتیه که از اوراق قرضه و معامله تاخت و اختیار خرید و فروش و سلف و نرخ بهره تاسررسید اوراق قرضه و ریسک و پیش بینی و کنترل موجودی و برنامه تولید خسته شدم. اگه زیاده وری نکنم باید بگم از هر چیزی که نیاز به مصرف انرژی داره خسته شدم، حتی از باشگاه شنبه شبها. دوست دارم ساعت ها دراز بکشم و به هیچی فکر نکنم، سعی نکنم چیزی بسازم، چون حسم فقط حس خراب کردنه. حتی فیلم هم دیگه نگاه نمیکنم، ده دوازده روز به یکی از دوستام اصرار کردم که بزرگراه گمشده دیوید لینچ رو واسم بیاره، اون وقت چهار روزه که بهم داده اما نتونستم ببینمش. احساس ضعف دارم. حتی دیشب تب کردم، بدن درد، سیر تو آسمونا، وای که چه شبی بود. چندبار فکر کردم که صبح شده. چقدر به موبایلم غر زدم که چرا زنگ نمی زنه تا بیدارم کنه.  فردا باید تا قزوین برم، اصلا حوصله اش رو ندارم، اوراق قرضه و معامله تاخت و اختیار خرید و فروش و سلف و نرخ بهره تاسررسید اوراق قرضه و ریسک و پیش بینی و کنترل موجودی و برنامه تولید، حوصله هیچ کدومشون رو ندارم

۱۳۸٧/۱٠/۱۱ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط احسان نظرات ()
تگ ها: