دیده ها

1- wicker man- پریشب دیدم- سراسر اعصاب خردکنی- تا آخرین لحظه (تیتراژ پایانی) منتظر بودم نقش اول یه غلطی بکنه که نکرد- بعضی وقتها هماینطوری میشه دیگه- اصولا صفای سینمای تعلیق در همینه.

2- دیشب دیدم- از سیما- مزد ترس (2) یا همون بازی با مرگ- بعد از 15،16 سال- و باز هم نوستالژی- حمید تمجیدی که شنیدم رفته از مملکت به کانادا- یادش خوش.

/ 4 نظر / 6 بازدید
شمع سال نو 1391

شمع سال نو (حاجی فیروز سوار بر نهنگ ) رسید. ارسال با پست به تمام نقاط ایران.

ادرینا

سلــــــــــام ممنونم بسیار بابت اینکه میخونید. اخ هیچی اعصاب خورد کن تر از رمان ها و کارهایه شخصیت ها نیس یه وقتا ادمو تا اوج تخیل و احساسات میبرن بعد یهو ولت میکنن! من هیجانات فیلم رو _عموما_نمیتونم تحمل کنم.برای همین نگاه نمیکنم

ادرینا

خبری نیست از شما،چرا؟؟ منتظر پسته جدیدتون و حضورتون در وبلاگ و مطرح کردن پرسش هاتونم ها!

ليلا

آخی یادش بخیر چند سال پیش بود نمی دونم چرا هیچی یادم نمی یاد عبدالرضا اکبری چه دنیایی بود اون روزها