تجربه پرواز

(فقط سیاوش وداریوش هستند که وقتی کار جدیدشون میاد بیرون، همون بار اول که میخوای گوش کنی بدون کوچکترین تردیدی تکرار ترک رو فعال می کنی)

من و تو دوتا پرنده، تو قفس زندونی بودیم
جای پر زدن نداشتیم، ولی آسمونی بودیم

ابر و بارونو می دیدم، اما دنیامون قفس بود
چشم به دور دستا نداشتیم، همینم واسه ما بس بود

اما یک روز اونایی که ما رو باهم دوست نداشتن
تو رو پر دادنو جاتم، یه دونه آیینه گذاشتن

منه خوش باور ساده، فکر میکردم روبرومی
گاهی اشتباه میکردم، من کدومم تو کدومی

با تو زندگی میکردم، قفس تنگ و سیاهو
عشق تو از خاطرم برد، عشق پر زدن تا ماهو

اما یک روز باد وحشی، رویاهامو با خودش برد
قفس افتاد و شکستو، آینه افتاد و ترک خورد

تازه فهمیدم دروغ بود، دنیایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری، خودمو نشناخته بودم

تو توو آسمونا بودی، با پرنده های آزاد
منه تن خسته رو حتی، یه دفعه یادت نیفتاد

حالا این قفس شکسته، راه آسمون شده باز
اما تو قفس نشستم، دیگه یادم رفته پرواز

                                                             شایان جعفرنژاد

/ 5 نظر / 8 بازدید
لیلا

شاعر شدین ما نبودیم !!! سلام

لیلا

البته تصحیح کنم منظورم از شاعر شدن علاقه مندی به شعره اونقدر که این چند تا پست اخیر رو که من دیدم همش شعر بود ...[نیشخند]

سپیدار

اختلاف سلیقه داریم بشدت!

لیلی سا

جدا بعضی از ترانه ها به عمق دل و جان می نشینند

لیلا

نیستن خونه بابا عید شده